موسسه آموزش و مطالعات مديريت بحران كرمان

تغییر به حالت دسکتاپ ثبت نام ورود

یاد یاران

یادیاران

اندکی مانده به سال، سالی که در دی، ریشه دارد و از پنجم سربرداشته و جمعه ای که دعای ندبه اش از سحرگاهان آین، آین را از خانه تا خدا می رساند، و روز پنجمی که سیپده اش سر می زند آنگاه هریک بر در و دیوار سر زده بودند، 
هنگامه ای که صبحدم می دمید و فوج، فوج دم برنمی آوردند، خود هنگامه ای بود در هنگامه.

 

بسا دعوت شدگانی که در رحل اقامت بدانسو فکنده و بسا خارجی شدگانی که سیر و سیاحت آغاز کرده بودند.

جمعی آمده بودند تا بمانند و بروند، گروهی رفته بودند تا بروند و بمانند!!!!

اینما تکونوا.... باجااجلهم.... در هم آمیختند و الک زندگانی خیل عظیمی را به دیوار غیرقائم و مقاوم هستی بیاویختند.

نخلهای بم بر خروج و عروج ملکوتیان رقصی به سما کردند و فبای آلا آربکما.... گویان نعمات را فریاد می کشیدند و طبق عن طبق تقدیم و به تناول امر می نمودند.

فرصت ها از دست تنها می رفت و تن ها به تنهائی در خاک پنهان می شدند، در فقدان مایه حیات غسلی به تیمم می کردند و رخت شب از تن ناگرفته رخت بر می بستنند و شتابان می گذشتند، می رفتند تا از سابقون السابقون باشند و خورد و خوراک برنمی تافتند تا اتنم الرازقون گردند، چشم فروبستند و به شهادت نشستند تا در این تماشاگه راز جمال و جلال ببینند و قیل و مقال باز شنوند.

هر لحظه تردد ملائک و تراکم ارواح محسوس تر می گردید. بار ماندن بر شانه ها چه غریبانه سنگینی می کرد و طاقت ها را طاق می نمود آنجا که، میشد آوای سوزناک بسطامی را به بازمانده ای از جمع رفتگان تطبیق داد« من مانده ام تنها و تنها، میان سیل غمها»

اما نه به اوزان کامیونت های حامل اعضای یک خانواده که به پیک نیک، نیک می رفتند. شدت اندوه راه را بر گریه می بست، بغض ها ترک برنمی داشتند، شب بود و شب که به درازا کشیده بود و آوای آواگر بم را« در شب رفت و فردائی دگر شد» نیز بر نمی تافت.

و اکنون به سالگشت، چگونه سالگذشت را می نگاریم.

در ماههای نخست به ساماندهی مشغول وروائی ها و ناروائی ها را می آزمودیم، سخت می گذشت و یا می گذشت سختی ها، کثرت جمعیت معلم و دانش آموز و مدیر و معاون و کارکنان جانباخته به روایت آمار، قلت منابع و امکانات به شهادت کردار، صدها چشمه از کار را می گشود که می بایست تنها با بود و نبود تنها بسوزیم و بسازیم.

آنچه در این نوشتار وصف گردیده، نه آنست که بوده و نه آنست که می بایست باشد.

بلکه باز گفت موسی(ع) گونه ایست در همراهی خضر(ع) که سرانجامش در فراق بینی و بینک رقم می خورد.

خواهیم بیم و امیدها، قوت و ضعفها را برملاسازیم، تا تجربیات فرهنگیان و امدادگران در بم محفوظ ماند و در وقایع اتفاقیه ای دیگر محفوظ نظر باشد.

خواستیم تا اوصاف ناشدنی احوال را وصف نماییو و که به وصف در نمی آید تا در حصر بیان گردد.

1387 - 1394 © تمامی حقـوق این سـایت متعلق به موسسه مطالعات و آموزش مدیریت بحران کرمان می باشد .

بالا نسخه رومیزی

مجوز استفاده از قالب خبری ناب نیوز برای این دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از این قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .